علوم اجتماعی مانند روانشناسی به دلیل ریشهدار بودنشان در رفتار و احساسات انسانی معمولاً دارای یافتههای تکرارپذیر کمتری نسبت به علوم طبیعی هستند. به عنوان مثال، در روانشناسی ممکن است تحقیقی در مورد تأثیر تنش بر روی عملکرد تحصیلی انجام شود و نتایج متفاوتی در جوامع مختلف بدست آید.
یک مثال مشخصتر از این مسأله میتواند مرتبط با تحقیقاتی باشد که بر روی اثرات خوشبختی بر سلامت روان انجام میشود. در یک مطالعه، ممکن است نشان داده شود که افراد خوشحالتر، سلامت روان بهتری دارند. اما در مطالعات دیگری، این رابطه ممکن است ضعیفتر یا فقط در گروههای خاصی از افراد قابل مشاهده باشد. به عبارت دیگر، در حالی که برخی یافتهها ممکن است تکرار شوند، اما در شرایط یا نمونههای متفاوت ممکن است نتایج متفاوتی حاصل شوند.
این ویژگی علوم اجتماعی و به ویژه روانشناسی به این معناست که هر بار که ما به بررسی انسانی با ویژگیها و شرایط خاص آن میپردازیم، ممکن است نتایج متفاوتی بهدست آوریم که بیانگر پیچیدگی رفتار و احساسات انسانی است.