زهرا .......

نگارش دهم. درس2 نگارش دهم

بچه ها یکی خیلی سرعت مثل نویسی ص ۳۹ رو برام لطفا بفرسته ممنون میشم از گوگل نباشه‌

جواب ها

Sohail

نگارش دهم

سلام معرکه یادت نره از تو حرکت از خدا برکت. مقدمه : در زمان های قدیم در یک روستایی یک زن با دوتا بچه کوچک و یک پسر بزرگ زندگی می‌کرد. زن ، شوهرش را از دست داده بود و تنها راه درامد آن‌ها از گاو و گوسفندهایش بود. اما این درامد کفاف خرج و زندگی آن‌ها را نمی‌داد. بدنه : زن به پسر بزرگش گفت که ای پسر عزیزم به داخل شهر برو و دنبال کار باش و خرج برادر و خواهرهای کوچکت را دربیاور من در اینجا هم از گاو و گوسفندها از طریق فروش شیرشان درامد درمیاورم. اما پسر سر باز زد و گفت کار کجاست مادر من. بیکاری در همه جا هست. شهر و روستا ندارد. پس از گذشت یک سال مریضی به دام هایشان افتاد و همه‌ی گاو و گوسفندهایشان مردند. به اصرار مادر، پسر مجبور شد به شهر برود و دنبال کار باشد. پسر به شهر رفت و به سختی کار می‌کرد و دنبال کار بود تا اینکه بالاخره پس از گذشت چند روز سختی، کاری با درامد خوب پیدا کرد. درآمدی جمع کرد و به روستا نزد مادرش بازگشت و تمام درامد ان ماهش را به مادرش داد. مادر از خوشحالی به فرزندش گفت که پسرم نصیحتی به تو می‌کنم تا آخر عمرت به آن عمل کن نتیجه: تا تو نخواهی و دنبال کار نباشی کار سراغ تو نمی‌آید یاد مثلی افتاد که از تو حرکت از خدابرکت. تو تلاش کن و مطمئن باش خدا کمکت می‌کند. تمام.
یزدان زارعی

نگارش دهم

ز تو حرکت و ز خدای هم برکت

سوالات مشابه درس2 نگارش دهم