سلام به همگی لطف کنین یه انشا درباره «گفت و گو بین دونفر حالا هرچیزی» بفرستید 💚 خواهشا از اینترنت نباشه ممنون میشم 💚🍃

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

سال قبل بود که گل و پروانه با هم آشنا شده بودند و به هم قول داده بودند که هیچ وقت یک دیگر را فراموش نکنند. حالا یک سال گذشته بود و بوته ی رز دوباره گل کرده بود، اما گل رز زیبا می دانست که عمرش کوتاه است و هر لحظه منتظر رسیدن پروانه بود، او هر صبح تا شب چشم به افق می دوخت و به دنبال نشانه ای از آمدن پروانه می گشت. در یکی از روز ها پروانه که روز های زیادی پرواز کرده و از راه دوری آمده بود بالاخره به باغچه ای رسید که گل در آن جا ساکن بود، گل رز، همین که پروانه را از راه دور دید، شناخت و فریادی از سر شادی کشید گفت: بالاخره آمدی. پروانه بال هایش را به هم زد و نزدیک تر آمد و گل را در آغوش گرفت و گفت: دوست عزیزم چقدر زیبا تر شدی. گل رز لبخندی زد و گفت: در این یک سال که تو را ندیدم چقدر بزرگ تر شده ای، بگو این روز ها را کجا رفتی و چه کاری انجام دادی؟ پروانه با شور و شوق زیادی شروع کرد به تعریف کردن از تمام جاهایی که رفته بود، از تمام دیدنی هایی که دیده بود و از دوستان جدیدی که پیدا کرده بود. حرف های پروانه که تمام شد احساس کرد گل کمی ناراحت است، دلجویانه از او پرسید: چیزی شده؟ حرفی زده

سوالات مشابه درس چهارم نگارش یازدهم

Fatemeh ... · درس چهارم نگارش یازدهم
fatemeh nmk · درس چهارم نگارش یازدهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم