تصویر اول
**عنوان: در جستجوی سرزمین جادویی**
در گوشهای از ذهنم، جایی که نور خورشید با رنگهای بیکران ملاقات میکند، دنیایی وجود دارد که هیچ قانون فیزیکی در آن حاکم نیست. در این سرزمین، ابرها نه از بخار، بلکه از پنبههای رنگی ساخته شدهاند که وقتی از میان آنها عبور میکنی، بوی شکوفههای بهاری میدهند.
در این دنیای رویایی، موجودات عجیب و غریبی زندگی میکنند؛ موجوداتی که انگار از دل یک نقاشی سورئال بیرون آمدهاند. گاهی گربههایی را میبینم که با بالهای پروانهای در آسمان شناورند و گاهی درختانی را که به جای میوه، از جواهرات درخشان پر شدهاند. در این سرزمین، زمان معنایی ندارد؛ ساعتها ایستادهاند تا ما بتوانیم برای همیشه در لحظات شادمانه بمانیم.
سفر به این دنیای خیال، تنها با بستن چشمها آغاز میشود. این مکان به من یادآوری میکند که فراتر از آنچه میبینیم، دنیایی از امکانهای بیپایان وجود دارد که تنها منتظر تخیل ما هستند تا آنها را خلق کنیم.
--
معرکه یادت نره