من اگر معلم نگارش بودم، به دانشآموزانم موضوعاتی تخیلی برای نوشتن انشا میدادم تا قدرت تخیل آنها را بسنجم و تواناییشان را در نوشتن تقویت کنم. در واقع، معلم بودن در هر رشتهای که باشد، شغلی ارزشمند است؛ چرا که با دانشآموزان در ارتباط هستی و میتوانی آنها را به انسانهایی خلاق و اندیشمند تبدیل کنی.
دوست دارم اگر روزی معلم نگارش شوم، فضای کلاس را آنقدر جذاب و پرنشاط کنم که زنگ انشا برای شاگردانم به لذتبخشترین لحظه روز تبدیل شود. حس معلم بودن احساسی فوقالعاده است که حتی فکر کردن به آن لبخند را بر لبانم مینشاند.
معلم نگارش بودن یعنی آمیختن عشق و علاقه با زنگهای خاطرهانگیز انشا در کنار دانشآموزانی خوشذوق و هنرمند. اگر معلم نگارش بودم، در زنگ انشا زمانی که نوبت خواندن متن هر دانشآموز میرسید، فضایی آکنده از سکوت و آرامش در کلاس ایجاد میکردم تا دانشآموزم با آرامش خاطر، انشای خود را با صدایی بلند و رسا بخواند.
هیچگاه اجازه نمیدادم دیگران انشای دانشآموزی را که برای خواندن روی سکو رفته است مسخره کنند یا به او توهین کنند. به آنها میآموختم که به نوشتهها و شخصیت دوستانشان احترام بگذارند تا فضای کلاس سرشار از عشق، احترام و محبت باشد.
معرکه یادت نره