(رایحه ای میان ما)
رایحهای که منجر به شکافتن اتصالهایم است، رایحهای تو که تا قلبم جادهای میسازد با رهگذرانی از جنس رگبرگ های خیال، جادهای که فقط از قلب تو تا نفسهایم ساخته میشود. اما این رایحه، که تمامی اتصالهای زندگیام را متلاشی میکند، حال دیگر با هر نفسم، تنها اتصالهایم نیست که نابود میشود، بلکه پیوند جدیدم است که تشکیل میشود؛ پیوندی که خطی را تشکیل میدهد، متشکل از من و تو، بدون هیچگونه (او).
نظر بدید نوشتم چطوره؟