روزی یه نفر رفت پیش دکتر وگفت شکمم بی. نهایت درد می کند لطفا آن را درمان کن که طاقتم دیگر تمام شده است.
دکتر گفت امروز چه چیزایی خوردی؟بیمارگفت کمی ترشی ونان سوخته وخیار وخربزه و هزاران چیز دیگر
دکتر خدمت کار خودراصدازدوگفت برو وداروی چشم بیاور.
بیمار گفت من درد شکم دارم داروی چشم راچه کنم.
دکتر گفت. اگرچشمت باز بود ومی دیدی این همه چیز باهم نمی خوردی.
امیدوارم مفید باشد.