(رهایی در اعتماد)
من هنوز میپرسم، بی هیچ ترس از نشنیدن جواب، بدون هیچ گونه نگاهی پر از گلایه. آیا من بیش از حد شجاعم یا تو بیش از اندازه رها؟ جواب مشخص است، واضحتر از سؤالهای بیپاسخم. میدانی اصلیترین سوالم چه بود؟ از کدام بُعد من لذت میبری؟ دقیقاً از کجایش؟ سؤالم، پرسشی جذاب است، نه؟ قطعاً هست. پرسشی که میدانم تو مشتاق پاسخ دادنش هستی، اما در لایههای وجودم گیر افتادهای، زندانی در بهشت. پس، میشود جواب دهی؟ بگو، چه شد که سؤالهایم را بیدلیل رها کردی؟ رها در دورترین نقطهای به نام جهن