سوال واضح !
ایا او هم همان گونه بود؟
زندگی کردن با او حس رقصیدن در زیر باران ، بغل گرم در هوای سرد و سوزناک و بردن جایزه نوبل بود اما ایا او هم همچین احساسی داشت؟ ایا وقتی در کنار من بود حداقل نصف این احساس را داشت ؛ وقتی که میدیدمش و با او چندساعت تمام در مورد روزَم صحبت میکردم بدون اینکه چیزی بگوید و تمام ان لحظه را با لبخند ملیح تمام میکرد حس بدی نداشت ؟
آن لحظه این کلمات در دور سرم میچرخید
رقت انگیز ، پرحرف، بی صبر، و فلاکت بار
گوشی را برداشتم و از او پرسیدم ایا از من خسته شده ای و ناگهان بغضم