Raha (。◕‿◕。)

نگارش هشتم. درس 2 نگارش هشتم

یک حکایت از سعدی همراه با بازنویسی میفرستید از گوگل نباشه تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

Persian 💜

نگارش هشتم

به پیرمردی گفتند :' چرا ازدواج نمی کنی ؟! ' او گفت :' دوست ندارم با زنی پیر ازدواج کنم .' به او گفتند :' تو ثروتمند هستی ، می توانی با دختری جوان ازدواج کنی ! ' او گفت :' من که پیر هستم ، دوست ندارم با پیرزن ازدواج کنم ، چطور انتظار داشته باشم دختری جوان ، دوست داشته و راضی باشد با پیرمردی مانند من ازدواج کند و از من خوشش بیاید ! 👇اینم یکی دیگش👇 در دوران جوانی به سبب نادانی بر سر مادرم فریاد زدم . دل مادرم شکست . گوشه ای نشست . گریه کرد و می گفت :' آیا دوران کودکی خود را فراموش کرده ای ؟ !' پیری با سخنان زیبایش به پسر برومند و قوی هیکلش می گفت :'اگر زمانی که کوچک در آغوش من بودی را به خاطر می آوردی که قادر نبودی پشه ای را از خود دور کنی ، امروز که قوی و توانا شده ای ، بر سر من فریاد نمی زدی !' 👑موفق باشی👑 یه تاج👑 بده مرسی🥹❤ ⭕pls🥹

سوالات مشابه درس 2 نگارش هشتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام