h.bbbbbbbb

نگارش نهم. درس 6 نگارش نهم

بچه ها انشا صفحه 81 می‌خوام به همه تاج میدم فقط بفرستید

جواب ها

Hamd

نگارش نهم

سلام
𝐸𝓁𝒶𝒽𝑒

نگارش نهم

انشا صفحه ۸۴ می‌گویند روزی مردی چنان فضول بود که حتی سایه‌اش از دستش فرار می‌کرد. وقتی مُرد، او را به جهنم بردند؛ جایی که حتی سنگ‌ها هم حوصله شکایت ندارند. اما او با اولین نگاه به شعله‌ها لبخند زد و گفت:این آتیش چرا این‌قدر بی‌جون می‌سوزد؟ نگهبان دوزخ اخمی کرد و گفت:تو قرار بود بسوزی، نه بازرسی کیفیت شعله‌ اتش ها مرد پا روی آتش گذاشت و گفت:اگه هیزم خسک باشه، دردش کمتر است. اینا رو از کجا آوردید؟ نگهبان سرش را تکان داد و زیر لب گفت:عجب بلایی… حتی دوزخ هم برای تو کم‌عقله. و از همان روز، آتش جهنم بین سوختن و جواب دادن مردد ماند.

سوالات مشابه درس 6 نگارش نهم