ی داستان بگید از خودتون باشه از گوگل و..... نباشه لطفا سریع بگید

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

داش تا ما خواستیم ب نام خدا رو واس داستانمون بنویسم گفت باوا بشین سرجات :|/
چند وقتی بود تو یه خونه ۲طبقه ای مستاجر طبقه ۱ بودم همیشه تو خونه صدای پای همسایه که به بالا میرفت رو میشنیدم و دلم قرص بود که تنها نیستم و نمیترسیدم بعد از یه ماه املاکی یه مستاجر جدید اوارد برای طبقه دوم و من ازشون پرسیدم که مگه طبقه دوم مستاجر نداره؟ اون گفت نه این طبقه ۳۰ساله که کسی داخلش نرفته ترس دلمو برداشت پس اون صدای پاهایی که تو این ۱ماه میشنیدم مال کی بود ؟ معرکه یادت نره🌹
معرکه بزن به نام خدا کودک فقیری بودم از دار دنیا فقط یک خواهر برایم مانده بود . شب و روز کار می‌کردم تا خواهر کوچیکم شکم گرسنه نخوابه جون میکندم تا پول آقا چنگیز رو بدم اما اون هر هفته اجاره خونه میخاست این اواخر ب گلی گفته بود ک ب داداشت بگو اگر پولو نیاره فردا خونه رو خالی میکنم . فردا با ناراحتی دست نازگل رو گرفتم و ب مدرسه می‌بردم ان قدر عصبانی بودم از خدا ک کشان کشان نازگل را ب دنبال خود می‌کشاند. نازگل با ناراحتی و خستگی به دنبالم می آمد . بعد از رساندن نازگل‌ تصمیم گرفتم ب امام زاده نزدیک مدرسه بروم وارد مکان معنوی ک شدم بوی گلاب مشامم را پر کرده بود . ای کاش میشد خداوند ب من نظری برساند .... به دلیل زیاد بودن متن شاید ارسال نشه ادامش این هست یک حلقه طلا پیدا میکنه با فروختن آن حلقه پول زیادی ب دست می‌آورند و کمی از پول رو خرج بازسازی اون امام زاده میکنن

سوالات مشابه درس 1 نگارش نهم

𝒎𝒐𝒉𝒂𝒎𝒎𝒂𝒅 𝒘𝒎 · درس 1 نگارش نهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم