بالاخره بعد از ۲۰ دقیقه توقف حرکت کرد بین در و چند نفر که جلوتر بودن گیر کرده بودم زحمت قسمتی از شیشه پنجره بیرون دیده می شد در ایستگاه بعدی برای جلوگیری از هجوم ترمیت به بیرون اتوبوس توقف نکرد هنگام حرکت از ایستگاه سوم ناگهان صدای زیر زنی بلند شد معلوم شد که لایحه در اتوبوس گیر کرده است بعد از رها شدن چند جمله ای زیر لب غرولند کرد چند ایستگاهی که بدین ترتیب گذشت چون بیرون اتوبوس به خوبی دیده نمیشد کمکم شک کردم که به ایستگاه مورد نظر من رسیدم یا آن را پشت سر گذاشته ام دختر بچه کوچکی میله اتوبوس را گرفته و کنار پدرش ایستاده بود کمی جلوتر و پسربچه کوچکی هر از چند گاهی برای او شکلک در می آورد و او را پوزخندی می زد.
آرام آرام اتوبوس خلوت شد و همزمان به ایستگاه آخر رسید اینجا بود که تازه خبردار شدم که ایستگاه را رد کرده ام مشکل بزرگ این بود که کیف پولم را جا گذاشته بودم