sora012

نگارش هشتم. درس 7 نگارش هشتم

اگه میشه یه انشا با موضوع اگر خورشید بودم بگین از گوگل نباشه و خودتون بگین معرکه می دم

جواب ها

sarina

نگارش هشتم

اگر خورشید بودم، هر سحر با نوری طلایی، دامنِ شب را از چهره‌یِ زمین پس می‌زدم. آرام و بی‌هیاهو، از پشتِ کوه‌ها سر برمی‌آوردم تا جهان را با نوازشی گرم بیدار کنم. نه از غرور، که از عشق. بر موهایِ نسیمی که از سمتِ دشت می‌دوید، انگشت می‌کشیدم. در چشم‌هایِ کودکی که اولین‌بار صبح را می‌دید، می‌درخشیدم. پنجره‌ها را بوسه می‌دادم، پرنده‌ها را صدا می‌کردم، و رویِ دریا، ردّی از نور می‌گذاشتم تا ماهی‌ها راهشان را پیدا کنند. روزها، خسته نمی‌شدم از تابیدن. حتی وقتی ابرها جلویَم می‌ایستادند، باز هم پشتِ آن‌ها لبخند می‌زدم. می‌دانستم که گاهی نور، باید از درونِ سایه‌ها عبور کند تا معنایش را پیدا کند. غروب که می‌رسید، بر لبِ افق آرام می‌نشستم. جهان را رنگ می‌کردم؛ نارنجی، ارغوانی، و اندکی غم. آخر کدام عاشق است که بتواند وداع کند بدون اندکی دلتنگی؟ اما شب، هرگز پایانِ من نبود. حتی در تاریکی هم، در قلبِ ستارگان ادامه پیدا می‌کردم. در نورِ کوچکِ شمع‌ها، در برقِ نگاهِ کسی که عاشق است. من خاموش نمی‌شدم — فقط رنگِ بودنم را عوض می‌کردم. اگر خورشید بودم، معنایِ «درخشیدن» را نه در سوزاندن، که در بخشیدن می‌دیدم.
اگه مردی خب خودت لگو مگه‌ما بیکاریم

سوالات مشابه درس 7 نگارش هشتم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن