تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

زمان‌های قدیم، پسر جوان و بازیگوشی در روستا زندگی می‌کرد که از قضا دستش کج بود و دزدی می‌کرد و سر اطرافیان خود را کلاه می‌گذاشت؛ اما هرچقدر دزدی می‌کرد و حق دیگران را می‌خورد، نه خانه‌ی خوبی داشت و نه غذای درست‌وحسابی برای خوردن و همیشه بدهکار بود و از نظر مالی مشکل داشت. روزی کیسه‌ای زر و سکه دزدیده بود و از دست سربازان در حال فرار بود. بعد از دویدن زیاد و تنگی نفس و رهایی از دست سربازها، گوشه‌ای دنج ایستاد تا نفسی بکشد و دوباره بگریزد. وقتی دست در جیب خود کرد تا از وجود کیسه اطمینان حاصل کند، هرچقدر گشت، اما کیسه‌ای در جیب او نبود. پیرمردی که در گوشه‌ی همان دیوار نشسته بود، نظاره‌گر رفتار پسر جوان بود و گفت: «ای جوان، بار کج به منزل نمی‌رسد.»
بازآفرینی ضرب المثل 'زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد' صفحه ۷۶ نگارش هشتم: *تاجم فراموش نشه

سوالات مشابه درس 6 نگارش هشتم

الناز شاکری · درس 6 نگارش هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم