narges narges

نگارش دهم. درس2 نگارش دهم

بچه‌ها کسی انشا ایستادم ایستادی نوشته از گوگل نباش و حکایت معرکه میدم

جواب ها

جواب معرکه

mahi ssss

نگارش دهم

درختان با تنی لرزان و چشمانی آکنده از نگرانی به لالایی مرگ گوش می دادند به صدای سازی ناکوک و گوش خراش کسی ساز را می نواخت که انگشتانش سجده بر تار ها را نیاموخته بودند و با پیچ و تاب خوردن میان تار ها غریبه بودند . درختان هر یک خود را پشت دیگری مخفی می ساختند تا آنها اولین انتخاب برای سرکشیدن پیمانه تلخ پایان داستان نباشند ؛ شاخه ها یکدیگر را سفت در آغوش گرفته بودند و دستانشان را سفت بر هم گره کرده بودند . با نزدیک شدن قدم های مرگ ، درختان آشفته همچون کودکی بی قرار سر خود را تکان داده و سعی داشتند پاهای خشکشان را از اسارت زمین بیرون آورده و به آغوش رهایی پناه برند ؛ ریشه ها اما در آغوش مادر قیام کرده بودند ، انگاری آنها خیال جدایی و سر برداشتن از سجده بر دامان خاک را نداشتند ، قیام کرده بودند تا مرگ روحشان را در آغوش خود حل نکند و از آنها تکه چوبی سرد و خشک بسازد . آنها ایستاده بودند تا به نبرد مرگ بروند ، مرگی که به اندازه چند نفس فاصله میانشان بود ؛ آنها مرهم می شدند بر زخم ها ، زندگی می بخشیدند به شاخه ها و محکم در آغوش خود آرام می کردند این طفلان بی قرار و آشفته خاطر را .

سوالات مشابه درس2 نگارش دهم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام