اگر من یک معلم بودم همیشه سعی می کردم به موقع به مدرسه بیایم و به دانش آموزان محبت می کردم که آنها مرا دوست خود بدانند وازدرس خواندن لذت ببرند.
من اگر معلم بودم، شاگردم را سرکلاس جلو بچه ها تهدید نمی کردم تا غرورش را بشکنم دوست دارم لبخند روی لبهای آنها باشند
اگر شاگردان، شاد باشند من هم شاد خواهم بود و اگر یکی ازآنها مشکل برایش پیش آمد ه وغمگین است .
مثل این است که برای من مشکل پیش آمده ومن بیشتر از آن ناراحت خواهم شد. و اگر بعضی موقع سخت گیری می کردم دلیل آن را تذکر می دادم که این کار فقط بخاطر خود تان است.
نتیجه گیری :
من معلم هایم را خیلی دوست دارم و میدانم آنها همه تلاش خود را میکنند تا برای ما الگو های خوبی باشند و به ما درس زندگی بیاموزند و امیدوارم بتوانم قدردان زحمت ها و تلاش های آنها باشم .