asal zare

نگارش یازدهم. درس اول نگارش یازدهم

فقط متفاوت باشه

جواب ها

دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

قلب ، کلمه ی عجیبی با کار کرد های عجیبتر است . هم عاشق می شود هم می تپد و هم می گیرد آری می گیرد گاهی از غم و گاهی از درد . می فهمیدم گوشه ی دیوار کز کرده و دستانش را به دور پاهایش حلقه کرده و با غصه هایش دارد حال مرا هم می گیرد .
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

باز هم درد قدیمی به سراغم آمد و با هر تپشم دردم عمیق تر می شد . درد را احساس کرد و من متوجه ی دستی شدم که سرد سرد بود مثل همیشه آرام و زیر لبی گفت : باز هم بزن الان وقت رفتن نیست شاید به سراغم بیایند .
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

بچه هایش را می گفت همان های که فقط من میدانم چقدر دوستشان دارد و چقدر مشتاقانه به امید امدنشان منتظر چشم به در دوخته است . تمام سعی و تلاشم را برای تپش های بعد به کار گرفته ام و او باز هم آن قرص های تلخ را فراموش کرده بود . چند روزی است که احساس می کنم صاحبم دیگر امیدی به ماندن ندارد .
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

عمل پیوند قلبش را رد کرده بود ولی گاهی می فهمیدم که یواشکی اشک میریزد . این بار فکر کنم بچه هایش به اینجا .... آخ ..... درد امانم را بریده حس می کنم دیگر توان کوبیدن را ندارم . و این بار مثل همیشه دستش را احساس کردم و باز هم دستش سرد سرد بود ، دستهای که پیر شده بود . ولی این بار فرق می کرد جمله ی آهسته و زیر لبی اش او اینبار آهسته گفت :
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

دیگر خودت را خسته نکن دیگر نزن و آهسته تر گفت : آن ها هرگز نمی آیند . و من حتی نمی توانستم تسکینی باشم و فقط درد بودم برای کسی که همیشه مرا در جایی امن پنهان کرده بود تا آسیبی نبینم و رفیق بود برای تمام تنهای هایم . و من تازه به عمق فاجعه پی برده بودم وای که اگر نتوانم بزنم ....آخ ..... و این بار دیگر بار آخر خواهد بود .
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

صدایی را شنیدم که بلند بلند و کودکانه می گفت :کسی خونه نیست من اومدم .و که بود که نشناسد مهشید شر و شیطان را . اما مهشید جان اینبار دیر آمده ای خیلی دیر و رمق از وجودم رفت . و از حرکت ایستادم ولی حس کردم لبخندی صادقانه را که سالها با رفیقم قهر بود و چه دیر بود برای آشتی.

سوالات مشابه درس اول نگارش یازدهم