zahra sajedi

نگارش یازدهم. درس اول نگارش یازدهم

سلام یه انشای داستان گونه از زبان قلب میخوام

جواب ها

جواب معرکه

دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

عمل پیوند قلبش را رد کرده بود ولی گاهی می فهمیدم که یواشکی اشک میریزد . این بار فکر کنم بچه هایش به اینجا .... آخ ..... درد امانم را بریده حس می کنم دیگر توان کوبیدن را ندارم . و این بار مثل همیشه دستش را احساس کردم و باز هم دستش سرد سرد بود ، دستهای که پیر شده بود . ولی این بار فرق می کرد جمله ی آهسته و زیر لبی اش او اینبار آهسته گفت :
دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

دیگر خودت را خسته نکن دیگر نزن و آهسته تر گفت : آن ها هرگز نمی آیند . و من حتی نمی توانستم تسکینی باشم و فقط درد بودم برای کسی که همیشه مرا در جایی امن پنهان کرده بود تا آسیبی نبینم و رفیق بود برای تمام تنهای هایم . و من تازه به عمق فاجعه پی برده بودم وای که اگر نتوانم بزنم ....آخ ..... و این بار دیگر بار آخر خواهد بود .

جواب معرکه

دوازدهم ریاضی

نگارش یازدهم

صدایی را شنیدم که بلند بلند و کودکانه می گفت :کسی خونه نیست من اومدم .و که بود که نشناسد مهشید شر و شیطان را . اما مهشید جان اینبار دیر آمده ای خیلی دیر و رمق از وجودم رفت . و از حرکت ایستادم ولی حس کردم لبخندی صادقانه را که سالها با رفیقم قهر بود و چه دیر بود برای آشتی.

سوالات مشابه درس اول نگارش یازدهم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام