خرگوش

نگارش هشتم. درس 3 نگارش هشتم

انشا از آهنگ سرود ملی و آنچه در مسیر خانه تامورسه می بینید هرکی خوب بنویسه تاج داره کمی ادبی و درسطح ۲۰ باشه سریع جواب بدین تاج تاج دارین فقط خوب بنویسیدلایک +تاج

جواب ها

Mahya Abbasi

نگارش هشتم

🎵 سرود ملی سرود ملی، آهنگی است که قلب هر فردی که از آن می‌شنود، با خودش همراه می‌شود. این آهنگ نه تنها یک موسیقی است، بلکه گویای احساسات، امیدها و ارزش‌های یک ملت است. وقتی سرود ملی پخش می‌شود، تمامی اختلافات فراموش می‌شوند و یک احساس وحدت و تعلق عمیق در قلب هر فرد جا می‌گیرد. سرود ملی، گویای روح ملی است. در هر نت و هر عبارت آن، احساساتی از عزت، افتخار و عشق به وطن جاری است. وقتی این آهنگ شنیده می‌شود، چشمان بسیاری اشک می‌ریزند، چون در آن یاد و خاطره‌هایی از روزهای قدیم، شهدا و تاریخ ملی جا دارد. این آهنگ، یک پیام انسانی است. پیامی که می‌گوید: 'ما یک ملت هستیم، یک فرهنگ، یک زبان و یک تاریخ.' سرود ملی، نه تنها در مراسم رسمی، بلکه در قلب هر انسان زنده است. چه در مدرسه، چه در ورزشگاه، چه در جشنواره‌ها، این آهنگ یادآور یک اتحاد بی‌نظیر است. سرود ملی، گویای هویت یک ملت است. در هر کلمه و هر نت آن، چهره‌ای از تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های یک جامعه دیده می‌شود. وقتی این آهنگ گریه می‌کند، گویی قلب تمام مردم یک زبان می‌گوید. این آهنگ، یادآور این است که چه در خوشی و چه در غم، ما یک ملت هستیم. یک ملتی که با هم زندگی می‌کند، با هم می‌خندد و با هم می‌گریست. سرود ملی، نه تنها در لحظات رسمی، بلکه در قلب هر فردی که احساس ملی دارد، زنده است. این آهنگ، یک پل ارتباطی بین گذشته و آینده است. یک پلی که به ما یادآوری می‌کند: ما از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم. 🌅 مسیر خانه تا مدرسه صبح‌ها، وقتی از خانه بیرون می‌آیم و به مدرسه می‌رویم، یک سفر کوچک اما پر احساس است. هر قدمی که می‌زنیم، با یک داستان جدید همراه است. در این مسیر کوتاه، جهانی از زندگی، فعالیت و احساسات در حال جریان است. در راه، گل‌های رنگارنگ در کنار خیابان به ما می‌خندند. پرندگان روی شاخه‌های درختان نشسته، با آوازی زیبا صبح را به ما یادآوری می‌کنند. هوای تازه صبح، با عطر گل‌ها و گلابی‌های فروشندگی، قلب را می‌سوزاند و ذهن را باز می‌کند. روی خیابان، ماشین‌ها با سرعت می‌روند، اما در کنار آن، چهره‌هایی از مردم می‌گذرند. یک پیرمرد با چشمانی گرم، یک دختر کوچک با لباس مدرسه‌ای، یک فروشنده با چاله‌های گریه‌کرده روی چشمانش. هر چهره‌ای داستانی دارد، هر چیزی که می‌بینیم، یادآور زندگی است. در این مسیر، چشمان ما با دنیایی از رنگ، صدای و احساسات مواجه می‌شود. گاهی یک لحظه از گرگ‌ها، گاهی یک لحظه از شادی، گاهی یک لحظه از غم. این مسیر، یک کتاب باز است که هر روز یک فصل جدید دارد. بنابراین، مسیر خانه تا مدرسه، فقط یک راه نیست، بلکه یک سفر احساسی است. یک سفری که قلب را می‌سوزاند، ذهن را می‌گشاید و روح را می‌خواند. معرکه و لایک فراموش نشههههه

سوالات مشابه درس 3 نگارش هشتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام